تبلیغات
- تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1477
حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت می کنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمیدانم چرا
دارم به این بدقولیت دیریست عادت می کنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر ویران می کنم من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هرجای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هرچند اندک باشد آن را با تو قسمت می کنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت می کنم


مطالب مرتبط
بخش نظرات
| این نظر توسط جلال در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:04 دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
ما رو بردي به بچگيمون | ||
| این نظر توسط چهارشنبه در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:04 دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
چرا اينارا انداختي امير اقا خلي خشكل بود من اين بازيها رو ديدم ولي انجام ندادم مامانم نميذاشت |
||
.








