- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2243
دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.
ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .»
دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند...»

- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2664
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند.
همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند؟؟
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید...
من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم...
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجهه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد...
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2096
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:
مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش...
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:
چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی، میتونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلاتها خجالت میکشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
دخترک پاسخ داد: "عمو! نمیخوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمیشه شما بهم بدین؟ "
بقال با تعجب پرسید:
چرا دخترم؟ مگه چه فرقی میکنه؟
و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!
نکته اخلاقی داستان:
داشتم فکر میکردم حواسمون به اندازه یه بچه کوچولو هم جمع نیس که بدونیم و مطمئن باشیم که مشت خدا از مشت ما بزرگتره!
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1896
ندرانیک تیموریان بازیکن میانی تیم ملی فوتبال ایران، متولد 15 اسفند 1361 تهران است. نام کامل تیموریان، آندرانیک تیموتیان سامرانی است. آندارنیک را همبازیانش در تیم ملی آندو صدا میکنند. آندرانیک تیموریان برادر کوچکتر سرژیک تیموریان بازیکن اسبق استقلال تهران و تیم ماینتس بوندسلیگا است. دوران باشگاهی او پس از این تیم به ابومسلم خراسان پیوست و دو فصل برای این تیم در لیگ برتر باشگاههای فوتبال ایران بازی کرد. تیموریان در ماه اوت 2006 و پس از برگزاری مسابقات جامجهانی آلمان از تیم ابومسلم به تیم بولتون انگلیس پیوس
تیموریان فعالیت خود را به عنوان فوتبالیست با تیم عقاب تهران در لیگ آزادگان شروع کرد.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 3584
سید مهدی رحمتی در سال 1361 در تهران بهدنیا آمد.وی فوتبال را از سال 1371 و از مدرسه فوتبال شهید قیانوری نازیآباد آغاز کرد و تا مقطع دیپلم تحصیل کرده است. رحمتی در سال 74 اولین قرار داد خود را با تیمنوجوانان پاس امضا کرد و تا سال 1376در تمامی ردههای سنی این باشگاه بازی کرد. پساز آن در تیمهای دخانیات، فجر سپاسی شیراز، مس کرمان، استقلال تهران و سپاهان اصفهان بازی کرده است. رحمتی بعد از آن که چند بازی خوب انجام داد ، باعث شد به تیم ملی دعوت شود. او دوباره به استقلال بازگشت. مهدی رحمتی سابقه عضویت در تیم ملی جوانان و تیم ملی امید را هم دارد. افتخارات در سطح باشگاهی قهرمانی جام حذفی ایران به همراهی باشگاه فجر شهید سپاسی شیراز مقام سومی لیگ برتر ایران به همراهی باشگاه فجر سپاسی شیراز مقام قهرمانی لیگ برتر ایران به همراهی باشگاه استقلال تهران مقام سومی لیگ برتر ایران به همراهی باشگاه استقلال تهران مقام سومی لیگ برتر ایران به همراهی باشگاه مس کرمان مقام قهرمانی لیگ برتر ایران به همراهی باشگاه سپاهان اصفهان مقام قهرمانی جام حذفی به همراهی باشگاه استقلال تهران 
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2092
ربی منتظر مـــاست بیــا تــا برویـــم / اشک لنگی به راست بیا تا برویم
جمعه روز آبی هاست بیا تا برویم / تیم حمید جوون سوراخه بیا تا برویم !
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2359
می خوام دنیا نباشه / اگه اس اس نباشه
می خوام فوتبال نباشه / اگه اس اس نباشه
می خوام این لیگ نباشه / اگه اس اس نباشه
نباشه هر کی می خواد / تیم اس اس نباشه
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2579
قسم به هر چی مرده / پرسپولیسی نامرده
قسم به هر چی تیمه / پرسپولیسی یتیمه
قسم به هر چی عشقه / تیم ابی با عشقه
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1988
عشقت کرده توو جون من ریشه / تو قهرمان منی همیشه
بذار بگن هرچی که دوست دارن / تیمی استقلال من نمیشه









