- تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1341
گفتگو با حجت الاسلام ادبي
شيطانپرستي، به عنوان يكي از اين مكاتب نوپديد ديني است كه بحث اصلي اين گفتوگو نيز ميباشد.شيطان كيست و يا چيست؟ از انسان چه ميخواهد؟ انسان از پرستش شيطان چه هدفي را دنبال ميكند؟
شيطان دشمن سرسخت انسان كه از خلقت حضرت آدم تا به امروز پي در پي با او به مخالفت پرداخته، اهميت شناخت و نحوه مواجهه با او از موضوعات مهم قرآني است. در قرآن درباره شيطان آمده است: شيطان موجودي از گروه جنيان است ( كهف 50)، چون جنيان از جنس آتش بي دود هستند بنابراين شيطان نيز از آتش است ( حجر27، الرحمن15)، او در مقابل رب دست به طغيان زد( مريم 44)، و به او كفر ورزيد ( اسراء27)، علت كفر و عصيان او در مقابل خدا به دليل تمرد از سجده به پاي انسان بود (بقره 34)، چون انسان به اسماء الهي آگاهي يافته بود و شيطان از اين علم بي بهره بود (بقره21)، او جنس خود را كه از آتش بود برتر از خاك كه جنس آدم است مي داند و بر اين اساس كينه و دشمني انسان را سخت به دل گرفته است ( اعراف22، يوسف 5، اسراء53 ، فاطر6 ، زخرف 62)، و با سركشي كه به درگاه رب نموده است (نساء117)او را وادار به دخالت در كار خدا بدون داشتن علم و آگاهي كند( حج 3)، دشمني خود را با آدميان به رخ آنها بكشد ( زخرف 62)، آنها را وادار به طغيان و غوا كند (اعراف 175)، و حتي با داشتن علم الهي نيز ممكن است اين طغيان و غوا صورت پذيرد او سعي مي كند به وسيله انسان خلقت خدا را دگرگون كند( نساء 119) و سعي مي كند كه حزبش را بر جهان مسلط كند ولي خداوند حزب او را دچار خسران مي كند ( مجادله 19)، و نهايتاً سعي مي كند كه با مسخ كردن انسان و تصرف او، عذاب خدا را برا او جاري سازد (ص41)، و او را به سوي عذاب سعير سوق دهد ( لقمان 21)، در دلش دائماً حزن و اندوه جاري سازد ( مجادله 10)، آنها را از آخرت بي اعتقاد گرداند و در قيامت آنها را در كنار خود محشور ببيند ( مريم 66 الي 68).
شيطان در تمام داستانهاي كهن و در تمامي اديان وجود دارد، شيطان آمده است تا انسان خليفهالله نباشد. شيطان بسان تاريكي مطلق در مقابل روشنايي و نور رحمت الهي است. هر چند در ابتدا بشر سعي داشت تا از شيطان دوري كند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزي در پي فنا شدن در نيروي شيطان است.
*معنويت گمشده بشر در قرن اخير است، علت بازگشت انسان به معنويت چيست؟
هرجا كه سر زدم همه در مرز بودن است كو مرز تازهاي كه فراتر ز بودن است .
انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقليم و مملكت روح است. در فضاي زندگي مدرن همه دستاوردهاي زندگي بشري در اعلي جايگاه خود محقق شده است، دوران مدرنيته، دوران سيطره، كميت است. دوراني است كه در فضا و موقعيت بشري، فقدان امكانات و دستاوردهاي علمي بر بشر تحميل نميشود بلكه در فضاي مدرن و موقعيت جاري امروز، نوعي تفرعن را بوجود آورده كه اين تفرعن موجب شده تا به تعبير كتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان بهسايد و در برابر خداوند سركشي كند. سركشي انسان در دوران مدرن و در فضاي زندگي امروز، از جانب ديگري فقدان معنويت را هم به بار آورده است، يعني انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عين حال نميتواند به فطرت خود پشت كند. انسان امروز، در فضاي زندگي مدرن، خود را ارضا شده نميبيند، هنوز هم نقاط پنهاني هست كه مدرنيته و پست مدرنيته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهاي تاريكي وجود دارد كه تكنولوژي نتوانسته پاسخ روشني به آنها بدهد. اين اقليم، اقليم گم شده روح است.اگر دوران قرن بيستم را به تعبير نيچه، دوراني بدانيم كه خدا مرده است و در عين حال ديوانه نيچه با شمشير آخته در شهر، فرياد ميزند: كه خدا را كشتهام.
امروزه، مكاتب نو پديد ديني قرار است انتقام خداوند را بگيرند. اگر دوران قرن بيستم، دوران زير راديكال بردن خدا و كشتن او بود، قرن بيست و يكم، قرن انتقام الهي است، اين انتقام الهي، در فضاي اديان كلاسيك وجود ندارد، خداوند در اين اديان رحمت خود را يكسره بر زندگي انسان گسترانيده و اين رحمت تداوم داشته و خواهد داشت.
مكاتب نوپديد ديني، كه به دنبال معنويتي فراتر از معنويت اديان كلاسيك هستند، معنويتي را دنبال ميكنند، كه آموزههاي فقهي ندارد، شريعتي به معناي اخص ندارد، دستاوردهاي خاص حرام و حلال و بايد و نبايد ندارد، با اين تفاسير پيروان اين مكاتب ميگويند، عصر انتقام الهي فرا رسيده و آن خداوندي را كه شما در گذشته كشتيد امروز در قرن بيست و يكم ميخواهد انتقام بگيرد. در نتيجه مكاتب نوپديد ديني بوجود ميآيند.
مكاتب نوپديد ديني از معنويت ميگويند، اما معنويت آنها، ملغمهايست از راست و دروغ ، بين عالم فيزيك و متافيزيك است و سعي ميكند بين اين دو ارتباط برقرار كند. در اين بين معنويت نقش پل ارتباطي را ايفا ميكند.
* انسان، به فطرت خود وابسته است و در پي تمناي اين فطرت به معنويتهاي نوگرا گرايش مييابد، اين معنويتها به دنبال چه هستند؟ چه چيزي را ميپرستند و چه آيينهايي دارند؟
مباحثي چون دينهاي نوظهور، فرقههاي جديد و مكاتب نوپديد ديني، اولينبار در علوم اجتماعي پس از جنگ جهاني دوم مطرح شدند. اين اديان سعي ميكردند به برخي پرسشهاي غايي بشر و پرسشهاي وجودشناسي انسان پاسخ دهند.
از كجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود ، به كجا ميروم، آخر ننمايي وطنم
به پرسشهاي اين شعر در اديان الهي پاسخهاي روشني داده شده است، اما برخي از زمينهها باعث شد كه برخي از اديان كلاسيك به پسزمينه زندگي انسان مدرن رانده شوند و توانايي پاسخ دادن به سؤالات امروزي بشر را نداشته باشند. زمينه را براي مكاتب نوپديد ديني فراهم كرد تا به پرسشهاي غايي انسان پاسخ دهند. پرسشهايي كه ميكوشيد، خدا را در درون انسانها حاضر كند و در پاسخهاي خود تلاش ميكرد، فضاي زندگي بشر امروز را به نوعي آرامش زودگذر ارتباط دهد.
مكاتب نوپديد ديني در پي پاسخهاي غايي انسان بوده و هستند، اما اين پاسخ با مسير اديان الهي و يا اديان كلاسيك يكي نبود ، بلكه راه متفاوتي را در پيش گرفتند. اديان كلاسيك به واسطه برخي مسائل نتوانستند خود را بهروز كنند و يا بهروز شدنشان با مسائل زندگي امروز هماهنگ نشد و انسان امروزي نتوانست، به سادگي از يهوديت، مسيحيت، بودايسم و.... برداشتهاي دوران مدرن خود را استيفاد كند، يك نقبي به عالم معنا زد، اما با روشي جديد كه در مكاتب نوپديد ديني وجود داشت. مكاتب نوپديد ديني پاسخ وجود شناسانه به پرسشهاي بشري ميدهد، اما به اين پرسشها در اديان كلاسيك پرداخته نشده است.
هرچه پيش ميرويم،اديان نوظهور، حضورشان را در زندگي امروز، بيشتر تحميل ميكنند؛ اولاً به دليل اينكه شريعت خاصي ندارند، ثانياً بخش خاصي از جامعه را هدف قرار نميدهند و ادعاي جهاني دارند. ثالثاً آيينها و آموزههايشان بسيار ساده و با زبان امروزي و در دسترس است، رابعاً مدعياند، راهي كه پيامبران كلاسيك نتوانستند فراهم كنند، در دوران مدرن با پيامبران جديد پيشروي انسان قرار دارد.
در دايرهالمعارف اديان جديد كه به تازگي در انگلستان منتشر شده، بيش از 2500 دين و مرام جديد كه هر كدام متدينين و مؤمنين خاص خود را دارند شناسايي شده است.برخي از اين اديان و مكاتب بسيار فعال هستند مانند ، «كليساي شيطان»، «شاهدان يهووه»، «كليساي علمشناسي»، «فرزندان خداوند»، «اكنكار» (ديننور و صورت)، «مورمونها» و «جامعه بينالمللي وجدان كريشنا»، كه فضاي عيني و تبليغات رسمي را در سطح جهان دارند.
برخي ديگر هم مانند، زيرمجموعه ذن و بوديسم، كه در ايران تحت عنوان اوشو تبليغ ميشوند وجود دارند.دسته دگيري از اين اديان هم بيشتر مجازياند و در اينترنت فعاليت ميكنند و در فضاهاي عيني حضور ندارند.
* شيطانپرستي، به عنوان يكي از اين مكاتب نوپديد ديني است كه بحث اصلي اين گفتوگو نيز ميباشد.شيطان كيست و يا چيست؟ از انسان چه ميخواهد؟ انسان از پرستش شيطان چه هدفي را دنبال ميكند؟
هر ساعت از نو، قبلهاي با بتپرستي ميرسد توحيد بر ما عرضه كن تا بشكنيم اصنام را
در طول تاريخ بشريت، شيطان يك مفهوم و نماد وسوسه انسانيست، كسي و يا چيزي است كه در فضاي زندگي بشر، او را به سوي دوزخ، افول، زندگي همراه با نكبت فرا ميخواند.
شيطان، در برابر قوانين الهي ميايستد، قوانين جامعه را به سخره ميگيرد، نوعي زندگي سرشار از نفرت، تهي وارگي و همراه با نوعي خشم و نسبت به اخلاقيات را به همراه دارد.
شيطان در ادبيات عرفاني ما، شخصيتي است كه مظهر وسوسههاي عميق انساني است. در ادبيات اديان، جايگاه و پايگاه او ضد مسيح است و در مرتبه بالاتر ضد خداوند است. اما در هستي، به معنويات و اخلاقيات معنا ميدهد، البته اين معنا دادن به معني داوري نيست.
اگر شيطان نبود كه انسان را وسوسه كند، اگر فضاي زندگي انسان يكسره در بهشت بود و هبوطي رخ نميداد، معناي زندگي براي بشر دستنيافتني نبود، اگر امكان وسوسه نبود، سره از ناسره تشخيص داده نمي شد، در اكثر اديان كلاسيك، شيطان كسي است كه در هستي جايگاهي دارد، اين جايگاه هم به واسطه، وسوسه انسان است. بر اساس عرفان اسلامي با كشتي گرفتن با او، موحدين از غير موحدين تشخيص داده ميشوند. شيطان نقش يك وسوسهگر را دارد. جايگاه شيطان، از هستي و زندگي انسان قابل حذف نيست، نقش شيطان در هستي يكسره منفي است، اما براي توحيد و براي رستگاري، جايگاه شيطان، قابل توجه است. با وجود شيطان است كه ميتوان به معناي فضليت و رذيلت پي برد. امكان اختيار و زندگي اخلاقي در مقابل زندگي غير اخلاقي با شأن و جايگاه منفي اما حقيقي شيطان قابل بررسي است.
*راز پرستش شيطان چيست؟
قدرتي كه بشر امروز با شيطانپرستي به دنبال آن است با اقتدار معنوي تفاوت دارد، قدرت شيطانپرستي، قدرت زودگذري است كه در فضاهاي مختلف نميتواند خودش را در بالاترين جايگاه قرار دهد اما اقتدار معنوي به واسطه پشتوانه و جايگاهي كه نسبت به خداوند عالم و نسبت به وحي الهي دارد، هميشه در بالاترين موقعيت ميايستد.
نور خداوند هميشه - حتي اگر مشركان نخواهند- انتشار مييابد. رسولان الهي آمدهاند تا نور و شفقت الهي را گسترش بدهند. علت اينكه چرا انسانها در دوران مدرن دنبالهرو شيطان ميشوند و شيطان پرستي را ملجا خود قرار ميدهند،دلايل مختلفي دارد، بخشي از آن تحليل رواني دارد و بخش ديگري نيز تحليل ديني و جامعه شناختي است. انسانهايي كه از درون، افسار گسيخته هستند و به آرامش دروني و آسايش بيروني دست نيافتهاند به دنبال ملجا و جايگاهي براي جبران افسار گسيختگي شان هستند، شيطان پرستي بهترين ملجا و پناه براي اين افراد است.
در شيطان پرستي همه چيز مجاز است، در اين آيين سياه، هر نوع لباس و پوشاك و هر نوع خوراكي مجاز است و هر نوع رفتار و ادبياتي بدون محدوديت و بدون هيچ ساختار مشخصي آزاد است.
انسان افسار گسيختهاي كه از محدوديت فراري است و مسئوليت اعمال خود را به هيچ عنوان نميپذيرد، بهترين ملجا و پناهش شيطان پرستي است. شيطاني كه از عالم تاريكي و عمق بدي و پلشتي، ندا ميدهد كه آزادي مطلق و هر آنچه كه مي خواهيد نزد من است. به سوي من بياييد بدون هيچ محدوديتي. شيطان با شيپور انكار خودش بسياري از انسانهاي برون جسته از فضاي وحداني را به سمت خود ميكشد و موجب ميشود تا شاخهاي در دين پژوهي تحت عنوان «شيطانپرستي» بوجود بيايد يا به بيان دقيقتر كليساي شيطان شكل بگيرد. هر چند در نگاه ديني، شيطان ناديده انگاشته ميشود.
در نگاه جامعه شناختي، پيروان شيطان افرادي هستند كه ادعاهاي خاصي دارند و تصور ميكنند، راه نجات را يافتهاند و ميخواهند آن را به بشر ارائه دهند.
* شيطان پرستي، داراي دستهبنديهايي هم هست؟
براي اين آيين دروغين ، دستهبنديهايي وجود دارد، كه اغلب به دو دسته شيطان پرستان فلسفي و ديني تقسيم ميشوند.
شيطان پرستي فلسفي، مبادي زندگي وحداني و عدالت الهي را در كائنات زير سوال ميبرد، خداوند را به عنوان قدرت وجود كائنات ميپذيرد،اما علم و حيات و قدرت مطلق خداوند و آخرت را نميپذيرد. به طور استعاري ميتوان گفت كه دستان خداوند را فرو ميبندد. اين نوع از شيطانپرستي سعي ميكند كه حضور خداوند را در زندگي انسان كم كند.
در شيطان پرستي ديني، خدا به محاق ميرود و شيطان در جايگاه خدا مينشيند. نمادهاي تخيلي-وهمي همراه با بت پرستي جديد كه در قالبهاي پوشاك، رفتار، ادبيات و نوع خاصي از آرايش است. مطلقا نميتوان اذعان كرد كه شيطان پرستان به معناي فلسفي شيطان پرستي رسيدهاند، اما نميتوان انكار كرد كه اين افرادممكن است به شيطان پرستي ديني هم برسند. برخي افراد هم بواسطه متفاوت بودن شيطان پرستي را ميپذيرند.
به هر حال نقطه آغاز گرايش به شيطان متفاوت است. خطر و پليدي شيطان پرستي ديني به مراتب شديدتر و جديتر از شيطانپرستي فلسفي است. شيطان پرستي ديني، بر زندگي و روان فرد تاثيراتي را ميگذارد كه باعث اغتشاشاتي در اجتماع و از بين رفتن نهاد خانواده، نابودي امنيت فردي و در نهايت به مسائلي چون خودكشي و استفاده از مواد مخدر و داروهاي روانگردان ختم ميشود.
* اديان مختلف آيينها، مناسك، مراسم خود را دارند، آيين و مناسك شيطان پرستي چيست؟ و پيروان شيطان در مناسك خود چه اعمالي را انجام ميدهند؟
براي آشنايي بهتر لازم است نگاهي به كليساي شيطان بيندازيم. كليساي شيطان در سال 1966 در شيكاگو توسط «آنتوان لوي» بنيان گذاشته شد. لوي در 30 آوريل همين سال خود را «اسقف اعظم كليساي شيطان» مينامد و لقب پاپ سياه را براي خود برميگزيند. در كليسا قرار ميگيرد اما اعمال غير متعارفي را انجام ميدهد. اعمالي چون استفاده و نوشيدن خون، غسل تعميد با خون و استفاده از اجساد مردار حيوانات جزيي از شعائر آنها به شمار ميرود. به بيان دقيقتر؛ زناي با محارم، تجاوز و سوء استفاده جنسي كودكان در انظار عمومي، عريان شدن در ميان جمع همراه با رقص آتش، همراهي با موسيقي دهشتناك و مدرن و استفاده از نمادهايي كه گاهي صهيونيستي است، بخش ديگري از شعائر شيطان پرستان است. استفاده از مشروبات الكلي، مواد مخدر و موادي كه در زندگي مورد توجه نيستند و اكثرا ناپاك به شمار ميروند در شيطانپرستي مباح است. در واقع در اين آيين ناپاكي جايگزين پاكي ميشود. در اين آيين هيچگونه، حريم و يا خط قرمزي وجود ندارد. مسئوليتپذيري انسان ناديده گرفته ميشود، همه چيز در زمان حال وجود دارد. مردان زن پرست، دختران تن پرست، چشمان هرزه بين، گامهاي هرزه پو.
* لباس، آرايش و مد ، يكي از ابزارهاي شيطان پرستي است، متأسفانه اين روزها در خيابانهاي شهرمان شاهد جواناني هستيم كه ظاهر و پوشششان بيانگر شيطان پرستي است، درباره لباس و آرايش شيطان پرستان توضيح بيشتري دهيد؟
مدگرايي، سطحيترين زاويه برخورد ما با شيطان پرستي است. اولين فصل متمايز شيطان پرستي نوع لباس، پوشاك و ادبيات است. استفاده از نمادهايي كه در آن عدد شش به كار رفته ، صليب شكسته معكوس، مثلثي كه در درون آن عكس يك بز وحشي در داخل يك دايره قرار گرفته، ستاره پنج پر كه نماد اصلي صهيونيستيهاست ، استفاده فراوان و شديد از رنگ قرمز و سياه در آرايشها، آرايش موي سر به شكلي كه هيچ گونه نظمي در آن نباشد به رنگهاي سياه، قرمز و نارنجي، كوتاهكردن موهاي سر به شكلهاي عجيب و به نحوي خاص، نزديك شدن به نمادهاي فاشيستي و هيتلري در فضاي جديد امروزي، پوشيدن لباسهاي كاملا غيرمتعارفي كه هم بدن را نشان ميدهد و هم نشان نميدهد. اينها بخشي از اقدامات شيطان پرستان در مدگرايي است.
* با اين تفاسير جوانان بايد آگاهانه لباس بپوشند، اما اين آگاهي به طور صحيح و اصولي به جوانان ارائه نشده است؟
شيطان پرستي به معناي ديني و حتي فلسفي آن در كشورمان، طرفداران بسيار اندك و ناچيزي دارد. اما به لحاظ نمادها، در سطح شهرها، نمادها و پوششهاي شيطاني مشاهده ميشود.
در گفت وگوهايي كه با جوانان با پوششها و تيپهاي شيطاني داشتهام همگي اقرار كردهاند هدفشان از اين نوع پوشش فقط متفاوت و متمايز بودن از ديگران است. اصلا از موضوعي به نام شيطانپرستي اطلاعي ندارند، با اين تفاسير آنان شيطانپرست نيستند. مد هميشه معناي منفي ندارد و در صورتي كه به سنتها، باورها، تاريخ و هويتمان بازگردد، مثبت ميشود. مد اگر به صورت غذايي نيم خورده از غرب به ما برسد، موجب ميشود تا آن غذاي نيم خورده را نشخوار كنيم.
* آيا آماري در زمينه شيطانپرستي و جايگاه و تعداد آنان در كشور وجود دارد؟
آمارهاي رسمي و غيررسمي كه در اين زمينه در دسترس پژوهشگران وجود دارد، نمايانگر اين است كه در كشور، مجالس و مهمانيهايي به نام شيطان و شيطانپرستي برگزار مي شود. در اين مهمانيها بيشتر، موسيقيهاي راك، هوي متال و موسيقي هايي كه خشونت در آن مجاز مي باشد به همراه رقصهاي آتش، استفاده از مشروبات الكلي، مواد مخدر صنعتي و روانگردان نمايان است.
اگر دستاوردهاي عميق عرفان اسلامي به جوانان معرفي شود و پوچي و تهي وارگي شيطان پرستي را نمايان كنيم، شاهد ريزش پيروان هر چند ناچيز شيطان پرستي خواهيم بود.
هدف اصلي شيطان پرستي، پوچ جلوه دادن زندگي بشري و ناديده انگاشتن معنويت و به محاق بردن پروردگار عالم ، معلق نگه داشتن جوان ايراني بين زمين و آسمان و معلق ميان دين و خانواده، معلق بين اسلام و ايران، معلق بين حقيقت و مجاز است تا به پوچي برسد. اكثر افرادي كه پيرو شيطان پرستي هستند در نهايت به پوچي رسيده و خودكشي ميكنند.
* آمار قطعي و يا به صورت درصدي وجود ندارد؟
البته، آمارهاي دقيقي در برخي زمينهها وجود دارد. اما شيطانپرستي آنگونه در انگلستان،آمريكا و كشورهاي غربي وجود دارد به هيچوجه و با آن شدت و گستردگي در ايران وجود ندارد. شيطانپرستي در ايران در سطح نمايش و نمادها جلوهگري ميكند. تعداد افرادي كه به معناي خاص شيطانپرست باشند بسيار ناچيز و انگشتشمار است.
* علت اصلي گسترش خودكشي ميان شيطان پرستان چيست؟
شيطان پرستي به انسان مي آموزد كه بايد روح خود را با خودكشي به شيطان هبه كرد. با گذشتن از مهمترين هديه خداوند كه همان جان انسان است بايد روح خود را در اختيار شيطان قرار دهي. بايد تنها فرصت زندگي ات را به شيطان بفروشي با ناديده گرفتن عدالت الهي و افق اميد به آينده زندگي كه پيشروي يك جوان وجود دارد.
* شيطان پرستان در چه حوزهها و عرصههايي به فعاليت ميپردازند؟
سينما، يكي از مهمترين حوزههاي فعاليت شيطان پرستان است. از موسيقي براي ترويج و تبليغ نهايت استفاده را مي برند. ورزش هم از حوزههايي كه شيطان پرستان در آن فعاليت دارند البته به صورت پنهان اقدام ميكنند، برخي از ورزشكاران مطرح در غرب پيرو شيطان پرستي هستند و عدهاي ديگر از اين ورزشكاران خود را در حيطه اي كه منجر به شيطان پرستي است قرار ميدهند.
شاخههايي از شيطان پرستي و حتي برخي مكاتب نوپديد ديني با صهيونيسم در ارتباط هستند به لحاظ مالي از صهيونيستها كمك ميگيرند البته نميتوان همه مكاتب نوپديد ديني را به صهيونيسم ارتباط داد. نگاهي كه همه چيز را در اين عرصه توطئهآميز ببيند پژوهشگرانه و علمي نيست.مداركي وجود دارد گواهي ميدهند كه صهيونيستها در كمك و مساعدت به شيطان پرستي و ديگر فرقههاي نوظهور، از هيچ كوششي دريغ نميكنند. عرفان يهودي كه تحت عنوان قباله يا اصطلاح انگليسي آن «كابالا» است، زمينههاي، مكاتب نوپديد ديني و از جمله شيطانپرستي را فراهم ميكند. عرفان عدد، عرفان نماد، عرفان قدرت پيدا كردن در هستي، عرفان تصرف در كائنات در معناي منفي خودش، از جمله مواردي است كه بشر گسسته از عالم معنا به دنبال آن است. بشر گسسته از خدا، به دنبال نوعي اقتدار مجازي است كه البته هيچگاه به آن دست نخواهد يافت، به دليل اينكه تنها وهم و سرابي از اين اقتدار را تجربه كرده است.
البته فراماسونري، شيطانپرستي نيست. فراماسونري دسيسه وسيع سياسي و اجتماعي است، براي به انحراف كشاندن نخبگان يك جامعه است. هر چند بخشي از اقدامات فراماسونها ميتواند شيطانپرستي و يا استفاده از نمادهاي شيطاني و يا مجاز شمردن برخي از اعمال شيطانپرستان باشد. صهيونيسم، در پيرخنه در اديان كلاسيك است، صهيونيسم، خود يك مكتب نوپديد ديني است و موقعيتي مجازي و خود ساخته دارد و از مكاتب وهمي است. هرجا كه نداي تفرعن و نداي تاريكي و رذالت به ميان ميآيد، در پسپرده و نقاب، صهيونيسم مخفي شده است. ثروت، رسانهها و موقعيت خاص رسانهاي ابزار هاي اصلي صهيونيستهاست. دستاوردهاي خاصي كه از همكاري و همراهي رسانه و صهيونيسم، در قالب فيلم ، موسيقي، كتاب، مجلات و عكس بدست ميآيد و بهرهي كه حاصل ميشود ، همگي حكايت از پشتيباني صهونيستها در اين عرصه دارد. صهيونيستها غير حقيقي هستند و هرجا كه غيرحقيقتي وجود دارد، خودشان را با آن همراه كنند. صهيونيسم يك انحراف ديني است.
*در شيطانپرستي، با عناويني چون كليساي شيطان، انجيل سياه و... كه برگرفته از مسيحيت است برميخوريم، علت چيست؟
اناجيل اربعه، تنها دستاورد جدي و قابل پذيرش در عالم مسيحيت هستند. انجيل هفتاد سال پس از مصلوب شدن عيسي، نوشته شده است. يك فاصله تاريخي بين عيسي (ص) و انجيل وجود دارد. در كنار انجيلهاي قانوني، شاهد انجيلهاي غيرقانوني و غير رسمي (اپوكريفا) هم هستيم. اين انجيلها كه تعداد فراواني هم دارند، در ميان «مورمونها»، «متديستها» و حتي در فضاهاي غير رسمي پروتستانها هم وجود دارد، ميتوان يك كتاب جديد به نام انجيل شيطان (bible of satan) هم وجود داشته باشد. حوزه اناجيل اين فرصت را فراهم ميكند تا هركسي بتواند به نام انجيل و عيسي سخني بگويد و از حقيقت ندايي در بياورد!
اسلام تنها ديني است، كه پيامبر بر سر متن دين ايستاده و از ابتدا و تا انتها به واسطهاي اين كه متون كاملاً الهي هستند، نظارت كرده و نوشته شده است. به همين دليل است كه در اسلام كمترين جنبشها و مكاتب ديني را شاهد هستيم. معدود مكاتبي هم كه وجود دارند ناشي از فعاليت و خواست استعمار است. بهاييها و وهابيون، با حمايت و پشتيباني آمريكا، انگليس و صهيونيستها بوجود آمدهاند. بيشترين مكاتب نوپديد ديني در آيين مسيحيت بوجود آمده است.
*علت پيدايش اين همه مكاتب نوپديد از آيين مسيحيت چيست؟
حضرت مسيح، غير از چند مورد معدود، هيچگاه خود را پيامبر معرفي نكرده، ثانياً انجيلها پس از مصلوب شدنش نگاشته شدهاند، ثالثاً تشتت در كليساهاي مسيحي و تلاش برخي براي اينكه با زبان خود و فهم خود، با مسيح همراهي كنند، مزيد بر علت شد تا اين آتش افروختهتر شود. امروزه كليساهاي فراواني وجود دارند كه هيچكدام ديگري را به رسميت نميشناسند. در چنين فضايي تشتت و مسمومي، امكان روييدن قارچهاي سمي هم وجود دارد.
*وضعيت شيطانپرستي در جوامع اسلامي را چگونه ميبينيد؟
در كشورهاي عربي، به دليل نگرش سنت و يا همان سني بودن، در نسلهاي گذشته، شيطان پرستي جايگاهي نداشته است، در نسلهاي جديد، مگر به واسطه ماهواره، اينترنت و ديگر وسايل ارتباط جمعي،شايد تا حدي ورود پيدا كرده باشد، شيطانپرستي در كشورهاي عربي جايگاه مستحكمي ندارد.
* براي جلوگيري از گسترش شيطاني پرستي و ديگر مكاتب نو پديد و عرفانيهاي دروغين چه بايد كرد؟
دفاع عارفانه از دين، بهترين و مهمترين عامل است. پرداختن به پرسشهاي جديد جوانان بدون هيچ محدوديت و هيچ انگ و برچسب تخريبكنندهاي ، پذيرفتن اين نكته كه دين در همه زمانها و مكانها و در ميان همه اقشار ميتواند حرف نو و جديدي براي گفتن داشته باشد، بايد هنر استخراج اين يافتههاي نو را داشته باشيم. و از همه مهمتر آشنايي عالمان و حاكمان ديني، با مكاتب نوپديد و انحرافات آنهاست. همراهي بيشتر با جوانان و شفقت بيشتر با طيف جوان كه مملو از انرژي، زندگي و در عين حال متفاوت بودن است.البته بايد حساسيت بيشتري را نسبت به موضوعات و مسائل اعتقادي و عرفاني جامعه و جوانانمان داشته باشيم.
گفتگو با حجت الاسلام ادبي
حجةالسلام و المسلمين محمد جواد ادبي دانشجوي دوره دكتراي دين شناسي تطبيقيست، كه به صورت تخصصي مكاتب نوپديد ديني را مطالعه ميكند.نويسنده چندين كتاب در زمينه عرفان و اديان است، از جمله دو كتاب «آشنايي با دايرهالمعارفهاي اديان » و « اسلام؛ تعامل يا تقابل با جهاني شدن» كه به زودي منتشر خواهند شد. 


- تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392
- بازدید : 2162
اگر کنجکاوانه به اطراف خود نگاهی بیاندازیم، از نگین انگشتر، گردنبند، تصاویر روی دستبندها، پیراهن، شلوار، کفش، ادکلن و ساعت گرفته تا برخی ساختمانهای سر به فلک کشیده و بعضی از میادین شهر به نمادهایی برخورد میکنیم که رنگ و بوی فرقههای انحرافی و شیطانی را با خود به همراه دارد.
بسیاری از جوانان بدون آن که بدانند در پس این نمادهای وسوسهبرانگیز چه محتوا و مضامینی نهفته است، برای خرید آنها اقدام میکنند. البته برخی نیز که پیرو فرقههای ضاله هستند، تعمدا و از روی آگاهی اقدام به تهیه این اقلام میکنند.
حال با وجود گسترش نمادهای معنویتهای جدید بر آن شدیم که نمادهای مهم و رایج شیطانپرستان را به بحث بگذاریم، از این رو با حجتالاسلام والمسلمین «حمزه شریفی دوست» مدیر گروههای پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی گفتوگویی ترتیب دادیم که مشروح آن در پی میآید:
*شیطانپرستان امروزه از نمادهای عاریهای استفاده میکنند
شریفیدوست با بیان اینکه نباید کاری کرد که نمادها موضوع بحث به صورت تفسیری باشد و لازم است ابتدا زاویه دیدمان را در مورد نمادها تصحیح کنیم تا رویکردمان در این گفتگو معلوم باشد، اظهار داشت: درباره نمادهای شیطانی سه نکته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد و غفلت از این سه امر، ممکن است به شناخت و تحلیل ناصواب فرقه شیطانپرستی منجر شود یا باعث ترویج ناخواسته آیین شیطانی شود: اول اینکه؛ جریان شیطانی بسیاری از نمادهایی را که در دیگر آیینها و مسلکها ریشه دارد، امروزه به سود خویش و در خدمت خود به کار گرفته است.
وی افزود: بسیاری از نمادهایی که امروزه به نام شیطانپرستی مشهور شده، متعلق به جریان شیطانی نیست و آنها این نمادها را تصاحب کردهاند، هدف از این تردستی، اثبات ریشهدار بودن آیین شیطان پرستی و تثبیت آن و اعتماد بخشی به یاران شیطان است، پارهای از این نمادها در تمدنهای باستانی مصر و یونان ریشه دارد و بعضی دیگر متعلق به شرق است.
* شیطانپرستی؛ فرزند نامشروع عرفان یهود و فراماسونری
مدیر گروههای پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی با اشاره به نمونهای از تردستی شیطانپرستان در استفاده از نمادها، ابراز داشت: چنانکه «آنتوان لاوی» در کتاب خویش «کالی» و «شیوا» را که در میان هندوها و یوگیها جایگاه خاصی دارند و از خدایان هندو به حساب میآیند، همان شیطان معرفی میکند! بعضی از نمادهای «ماسونها» یا «کابالا» نیز اکنون در خدمت این آیین قرار گرفته است، هر چند جریان شیطانی محصول عرفان یهود و فراماسونری و نتیجه نامشروع این دو جریان است، جریان شیطانی، امروزه خود را آیینی برخوردار از سنتهای منحصر به فرد، نمادهای ویژه، مبانی مجزا و در یک کلمه، یک «جریان مستقل تاریخی» معرفی میکند.
* نمادها نه ریشه واحد و نه معنای واحد دارند
وی در خصوص دومین ویژگی نمادها، ادامه داد: نمادها لزوما معنای واحد ندارند، علت این است که فرهنگهای مختلف از همدیگر تأثیر پذیرفتهاند و اقوام و ملتها، در تعامل با دیگر فرهنگها، دست به اقتباس زده و به سود خود، تغییراتی در محصولات دیگران ـ البته به نسبت آرمانها و ارزشهای بومی خود ـ دادهاند و به مرور، این فرآورده جدید، نماد ارزشها و باورهای ایشان شده است؛ بنابراین نمادها نه ریشه واحد و نه معنای واحد دارند.
نویسنده کتاب «نیمنگاهی به کتاب خود خدایی شیطانگرایان» با اشاره به نکته سوم درباره نمادها، بیان داشت: نکته سوم این که چون نماد ابزاری قوی و نافذ است و چون برخورداری از نمادهای گویا و متنوع، قدرتی بیبدیل محسوب میشود، نسبت دادن نمادهای دیگر آیینها به شیطانپرستی، تلاش غیرمستقیم برای تبلیغ این مرام انحرافی و کمک ناخواسته به آن است؛ بنابراین منظور ما از نماد در این گفتوگو، نمادهایی است که امروزه شیطانگرایان به سود خود استخدام کردهاند.
* توجه به نماد شیطانی در واقع توجه به عقبه سیاسی و مبانی استکباری آن است
وی افزود: آن چه نباید از آن غفلت شود، این است که نمادهایی که امروزه در خدمت این جریان ضددینی و ضدتوحیدی ایفای نقش میکند؛ باید برای انتساب این جریان به عقبه سیاسی خود و فهم ریشهها و مبانی استکباری آن مورد توجه قرار گیرد؛ نه استقلال دادن به این جریان و در نتیجه تبلیغ و تثبیت آن.
* «بافومت» و ردپای آن در کابالا
عضو هیئت مؤسس مؤسسه بهداشت معنوی با اشاره به برخی از نمادهای استفاده شده شیطانپرستان خاطرنشان کرد: «بافومت» (Baphomet) یکی از نمادهایی است که شیطانگرایان برای معرفی خود استخدام کردهاند، این نماد که در عرفان کابالا نیز جایگاهی دارد، بز یا قوچی به نام بافومت (Baphomet) است که هم با جانور شاخدار «یوحنا» در کتاب «مکاشفات یوحنا» همانندی دارد.
وی با تاکید بر اینکه تأویل تکگزینهای از این نماد چندان واقعبینانه نیست، ادامه داد: تفسیرهای دیگری هم برای این نماد گفتهاند که پرداختن بیشتر به آن لطفی ندارد.
* ستاره پنجپر نمادی که در مکتب «لاوی» استفاده میشود
شریفیدوست نماد سر بز در میان ستاره پنج پَر وارونه (inverted pentagram)، ستاره پنج پَر (pentagram) را نماد ونوس الهه زیبایی و عشق شهوانی زنانه دانست که سر یک بز (بافومت) نیز در آن قرار گرفته است و به خبرنگار فارس گفت: این نماد ترکیب ستاره پنجپَر وارونه با سر بافومت، نماد روشن و گویایی برای تعالیم مکتب شیطانگرایی «کرولی» و «لاوی» است؛ چرا که شیطان را سمبل انسان محوری و اصالت هوسها و لذتطلبی بشر میدانند، از همین روی، این نشانه به نحو گستردهای در شاخه «سیتنیسم» کاربرد دارد؛ از آن جمله میتوان به نصب نماد مذکور روی لباس افرادی که به عضویت رسمی کلیسای شیطان در میآیند و رنگ به کار رفته در آن نشانه درجه عضویت فرد است و همین طور نصب این نشان در بالای محراب هنگام اجرای آیینهای شیطانگرایی اشاره کرد.
* شیطانپرستان چه عددی را عدد شیطان میدانند
نویسنده کتاب «نگاهی کلی به عرفانهای نوظهور» درباره علامت ۶۶۶ یا FFF، بیان داشت: عدد ۶۶۶ و FFF که ششمین حرف از حروف انگلیسی است و متناظر عددی آن ۶۶۶ میشود، این عدد به گفته «یوحنا» در بخش «مکاشفات یوحنا» در کتاب مقدس، «عدد شیطان» است، به طوری که در مکاشفات یوحنّا آمده است: «و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالا میآید و دو شاخ مثل شاخهای بره دارد و مانند اژدها تکلّم میکند و با تمام قدرت وحش نخست در حضور وی عمل میکند و زمین و سکنه آن را بر این وا میدارد که وحش نخست را که از زخم مهلک شفا یافته بپرستند و معجزات عظیم به عمل میآورد تا آتش را نیز از آسمان در حضور مردم به زمین فرود آورد ... و همه را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وا میدارد که بر دست راست یا بر پیشانی خود نشانی گذارند و اینک هیچکس خرید و فروش نتواند کرد جز کسی که نشان، یعنی اسم یا عدد اسم وحش را داشته باشد، در اینجا حکمت است؛ پس هرکه فهم دارد، عدد وحش را بشمارد؛ زیرا عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است».
*شیطانپرستان و خصومت با مسیحیت
وی ادامه داد: صلیب وارونه (Upside down cross) بر اساس تفکرات ضد مسیحی شیطانگرایان و به نشان خصومت با دین مسیحیت و توهین به آن استفاده میشود، همچنین نمادی دیگری با عنوان دست شاخدار (Horned Hand)؛ دو انگشت بر افراشته در این نماد، نشان از دو شاخ بز بافومت است که به همراه عبارت «Hail Satan» به معنای «درود بر شیطان» استفاده میشود، البته این نماد در موارد دیگری نیز بهکار رفته که شاید لزوماً ارتباطی بین آن معانی و جریانهای شیطانگرا وجود نداشته باشد؛ مثلا گاهی به نشانه حرف W که حرف اول کلمه «War» (جنگ) است، خصوصاً از طرف سیاستمداران و جنگ طلبان دنیا استفاده میشود؛ به معنای اصرار و استقامت در جنگیدن است، البته استفاده آن در مراسم شیطانی و از طرف شیطانگرایان مشاهده میشود.
*«ابلیسک» و قدمت تاریخی آن
شریفی دوست از اُبِلیسک (obelisk) به عنوان هفتمین نماد یاد کرد و بیان داشت: «اُبِلیسک» ستونی است با قاعده چهارضلعی و رأس هرمی است که ظاهراً سمبل «اُبِلیسک» در زمان حضرت ابراهیم علیهالسلام هم وجود داشته است، لذا پیامبر بزرگ خدا با این ذهنیت در حرم الهی نماد شیطان را به صورت «ابلیسک» میسازد و آن را رمی میکند، تا با این عمل تمام اوهامی را که تا امروز هم ادامه یافته است، طرد کند، این نماد، امروزه در میدانهای بزرگ کشورهای اروپایی و آمریکا ساخته شده و مردم هرروز به گِرد آن میچرخند! این درحالی که سنگ بنای «ابلیسک» از مصر باستان باقی و در شهرهایی نظیر سیسیل، پاریس، لندن، نیویورک و سزاریا در قسمت اشغال شده فلسطین نصب شده است.
*بزرگترین ابلیسک جهان در کجاست؟/ مراسم تحلیف یاستجمهوری آمریکا در کجا برگزار میشود
نویسنده کتاب «نیمنگاهی به کتاب خود خدایی شیطانگرایان» با بیان اینکه بزرگترین «ابلیسک» دنیا در واشنگتن ساخته شده، اظهار داشت: رئیس جمهورهای آمریکا در پای آن، سوگند یاد میکنند، «ابلیسک» نماد قدرت «ست» در زمین و حیات و حمایت جاودانی «اوزیریس» در دنیای مردگان است؛ از این رو سنگهایی که شبیه آن تراشیده شده است، در قبرستانهای آمریکا بسیار به چشم میخورد.
*تبلیغات پر هیاهوی شیطانپرستان در دهکده جهانی
وی با بیان اینکه شیطانگرایان و مراکز قدرت حامی آنها، برای ترویج نمادهای یادشده در حوزه فرهنگ عمومی، از ابزارهای مختلفی استفاده میکنند؛ افزود: از آن جمله میتوان به استفاده از این نمادها در ساخت زیورآلات، پوشاک، طراحی ساختمان، نقاشی بر روی دیوار و اماکن عمومی و غیره اشاره کرد، بنابراین از این واقعیت نباید غفلت شود که امروزه شیطانپرستی با ابزارهای فراگیری مثل سینما، نمادهای متنوع و رسانههای مختلف صوتی و تصویری، به عنوان «دینِ دهکده جهانی» مطرح و تبلیغ میشود.
*بیان نارسایی و نقص آموزههای شیطان پرستی به جوانان
مدیر گروههای پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی با تاکید بر اینکه کسانی که قصد دارند جلسات و محافل نقد شیطانپرستی برگزار کنند، باید توجه کنند که با تشریح نمادها به گسترش بیشتر شیطانپرستی کمک نکنند، تصریح کرد: چرا که جلساتی که با توضیح نمادها شروع شده و با آشنایی بیشتر جوانان با شیطانپرستی خاتمه مییابد، نه تنها مقابله با این جریان نیست؛ بلکه بیشتر این جریان را معرفی کرده و به ترویج آن کمک کردهاند، به همین جهت ما تنها بخشی از این نمادها را در این جا آوردهایم و تلاش کردهایم که نمادها در راستای ضدیت این ایین با آموزه های وحیانی قلمداد شوند.
وی ادامه داد: کسانی که میخواهند با نقد شیطان پرستی کار مهمی در این زمینه انجام دهند، تلاش کنند نارسایی و نقص آموزههای شیطان پرستی را تبیین کنند و زمینههای که در غرب باعث شکل گیری این جریان شده را مورد کاوش قرار دهند و مهمتر از همه سستی جهان بینی شیطانی را به بحث گذارند. 

- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1460
سالهای پس از رنسانس را میتوان به سالهای افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبههای متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف كرد .

پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب كلیسای كاتولیك از گردن انسان غربی ، چند كنش عمده فكری و فلسفی شكل گرفت كه شرح آن در حوصله این مقال نمیگنجد ، لكن آنچه قابل توجه است ، رویكردهای متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه زمینههای شكلگیری بسیاری از جریانهای فلسفی را فراهم آورد. از جمله این جریانات، شکل گیری و تقویت تفکر اومانیستی بود. تفکری که تنها انسان و خواسته های نفسانی او را مرکز توجه قرار می دهد و معتقد است همه چیز در این دنیا باید در راستای تامین لذایذ انسانی باشد. طبیعی است که اصالت چنین نگرش ها و تفکراتی منجر به ترویج نوعی بی فکری و بی اخلاقی در جامعه می شود. خوشی و کسب لذت همچون اسبی افسار گسیخته به جلو حرکت میکند، تا هر چه می خواهد، بتازد. احتمالا سرانجام چنین حرکتی، سقوط خواهد بود. هرچند که در ابتدای امر، بسیار رضایت بخش و دل انگیز است.
شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند
در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوقالذكر، دامنه انتقادگرایی به مباحث اصلی توحیدی یعنی جایگاه خدا ، انسان و شیطان نیز می رسد.
قرنها بعد یعنی در سالهای آغازین قرن بیستم، برخی از عناصر فاسدالاخلاق با اتكا به گرایشات و نظریات توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه جریان « شیطانپرستی » را با ویژگیهایی همچون گناهگرایی ، قتل ، تجاوزات جنسی ، هدم اصول اخلاقی ، بیتوجهی به مسائل توحیدی و ... پایهگذاری كردند .
اگرچه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد وسیعی از افراد جامعه انسانی به این جریان شده ، لكن استفاده از موسیقیهای جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن ، تهیشدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض، موجبات گرایش افرادی را به این گروهها فراهم آورده است .

نكته حائز اهمیت آن است كه علیرغم عدم استقبال عمومی از عضویت در گروههای شیطانپرستی ، آموزهها و تعالیم گمراهكنندهای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی كه در اختیار ایشان توسط قدرتهای بزرگ سیاسی قرار گرفته ، منتشر شده و این گروهها در سراسر جهان همواره به عنوان كانون های فحشا و فساد شناخته میشوند .
سال 1960 را میتوان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطانپرستان در آمریكا دانست ، صرفنظر از انواع شیطانپرستی كه طی سالیان متمادی باستانی همچون یونان ، عراق و ... وجود داشته است . هدف این پژوهش بررسی و مطالعه جریان خاص شیطانپرستی مسیحی است كه در سال 1960 میلادی رسماً در كشور آمریكا فعالیت خود را به عنوان یك فرقه و مكتب آغاز كردهاست.
شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. لاوییانها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمی کنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می کنند.
آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند
شیطانپرستی فلسفی
این نوع گرایش عبارت است از اینكه" محور و مركز عالم، انسان است" این شاخه از شیطانپرستی به پایهگذاری این فرقه به نام « آنتوان لاوی » نسبت داده میشود .

این نوع شیطانگرایی نیز مانند دو نوع دیگر آن، با نام های دینی و گوتیك، از مبنای اعتقادی یهودیت نشات گرفته است .
نام كامل وی" آنتوان شزاندر لاوی " (Anton Szandor Lavey) میباشد . وی در یازدهم آوریل سال 1930 میلادی در شیكاگو آمریكا متولد و به همراه خانوادهاش به سانفرانسیكو عزیمت نموده و تا زمان مرگش در آنجا ساكن میشود .
وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگاری داشته است و در سن 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل و حضور در خانه به عنوان خدمه و دلقك به یك سیرك میپیوندد .
لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس آمریكا به عنوان عكاس جنایی مشغول به كار میشود، كه تاثیرات عمدهای را نیز میپذیرد .
آنتوان در سال 1952 با « كارول لنسیگ » ازدواج میكند اما بنابر دلایلی اعم از عدم التزام به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام « داین هگارتی » از همسر اولش جدا شده و از سال 1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز میكند . لاوی یك فرزند نامشروع از هگارتی كه هرگز با وی ازدواج نكرد، را به دست میآورد .
وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سالها روابط جدی و پردامنه را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون " مایكل آكینو" برقرار میكند .این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریكا در تاریخ 30 آوریل 1966 در حالی كه برای جمعی از اعضای حلقههای سری « دایره اسرارآمیز » با سری تراشیده سخن میگفت ، مدعی بنیانگذاری « كلیسای شیطان » شد .
نامبرده كتابی را تحت عنوان « انجیل شیطان » و كتاب دیگری نیز با نام « آئین پرستش شیطانی » به چاپ رساند . روز مرگ لاوی با نام " هالووین " در آمریكا شناخته میشود .
شیطانپرستی دینی
اگرچه ضروری است كه متذكر شویم اینكه اساساً آیا میتوان شیطانپرستی را دینی خواند ، محل سوالهای جدی است ، لكن با توجه به اینكه در اغلب كشورها چنین دستهبندی ارائه شده است از عنوان « شیطانپرستی دینی » عیناً استفاده میشود .

مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم ، پرستش یك نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی میباشد عمده پیروان آن به « خدایان » رم باستان ، الهههای شرقی و ... گرایش دارند .
اما ركن اصلی این نوع نیز مانند سایر انواع تاكید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است
شیطانپرستی گوتیك
این نوع شیطانگرایی نیز مانند نوعی كه در گذشته اشاره شده، نوعی از شرپرستی با اشاره به تاریكی و از كثیفترین فرقه انحرافی به حساب میآید . در موسیقی متالیكا نیز سبكی به نام گوتیك وجود دارد .كثیفترین اعمال مانند خوردن نوزادان ، تجاوزات جنسی و ... به این گروه نسبت داده میشود. (گرچه گفتنی است برای تمام گروههای شیطانی این اعمال از واجبات به حساب میآید.) میل و درخواست به « برگشت تاریكی » در این شاخه بارز است . همانند اعضای گروه « آكنكار » كه با لباسهای تیره به غارها و تاریكیها برای فریاد كشیدن پناه میبرد.
فاطمه ناظم زاده/گروه جامعه و سیاست
- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1457
«خداوند به ما امت برگزیدهاش آوارگی را به مثابه یک نعمت الهی عطا کرده است و این مسأله که همه آن را ضعف ما پنداشتهاند در واقع قوت ماست. همین آوارگی اکنون ما را در آستانه سلطه جهانی قرار داده است.»
این عبارتی است که ازیکی از بزرگان یهود نقل شده که به وجود نوعی نظام تقدیری و از پیش تعیین شده در عالم اشاره دارد.
نگاه تقدیری به نظام هستی، از مشخصههای آیین یهود است و صهیونیسم بینالملل همچون بازیگری که چهره در ورای نقاب دین پوشانده، همواره این نگاه تقدیری و اسطورهای آیین یهود را به نفع خویش به کار گرفته است. با مرور اجمالی «اسناد و مکتوبات و اعمال صهیونیستها » به سهولت میتوان دریافت که صهیونیسم بینالملل به هدفی کمتر از تصاحب کامل دنیا و تشکیل حکومت واحد جهانی نمیاندیشد و برای نیل به این مقصود، ترویج خرافات دینی را به عنوان یکی از راهکارهای اساسی خود برگزیده است. سوء استفاده از برخی فرازهای تحریف شده کتاب تورات و ترویج این خرافات از طریق فیلمهای سینمایی از همان آغاز دستور کار صهیونیسم بینالملل قرار داشته و همین امر حجم گستردهای از فیلمهای ظاهراً دینی (ولی در باطن: خرافی) را در تاریخ سینمای جهان پدید آورده است.
مقصود از خرافات دینی، شوائبی است که آدمی بر مبنای تخیل نفس اماره به ساحت دین منتسب میدارد و این شوائب خیالی را عین حقیقت میانگارد. حال آنکه دین، جلوهای از حقیقت رحمان است و خرافات، زاییده مکاید شیطان. انگار تقدیر عالم اینگونه است که همواره در کنار هر اعجاز موسایی، سامری به ساحری برخیزد و دعوی قادری کند. امروز در اردوی صهیونیسم، هیچ ساحری برتر از سینما و هیچ سحری مهیبتر از خرافات دینی نمیتوان یافت.
خرافات دینی یهود متکی بر چند رکن است که هر یک تا کنون بارها دستمایه آثار سینمایی گوناگون قرار گرفته و بعضاً به ادیان دیگر (از جمله آیین مسیحیت) نیز تسری یافتهاند.
سینمای کلاسیک، شیطان بر اساس تقدیری ازلی، در زمانی معین، از زندان دوزخی خود رها میشود و برای انتقام گرفتن از نسل بشر معمولاً در کالبد یک انسان حلول میکند. و آن انسان را به انجام اعمال شیطانی وا میدارد
بر اساس این نگرش، شیطان مفهومی اهریمنی است که با قدرتی مخوف و ویرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم میکند و با کمک پیروانش ، نسل آدمی را در معرض نابودی قرار میدهد. در آن گروه از آثار سینمایی که شیطان را از این منظر به تصویر کشیدهاند، انسان بره بیپناهی است که به چنگال شیطان اسیر شده و هیچ کمکی از جانب پروردگار به او نمیرسد. لاجرم آدمی در نبرد نابرابر با شیطان یکه و تنهاست و امیدی هم به مدد الهی ندارد و اگر داشته باشد، سرانجام به نومیدی بدل خواهد شد. در این مهلکه، اراده خود او یا انسانهای دیگر، تنها سرمایهای است که میتوان به آن امیدوار بود.(56) .
در سینمای کلاسیک، شیطان بر اساس تقدیری ازلی، در زمانی معین، از زندان دوزخی خود رها میشود و برای انتقام گرفتن از نسل بشر معمولاً در کالبد یک انسان حلول میکند. و آن انسان را به انجام اعمال شیطانی وا میدارد. به تدریج پیروان شیطان، گرد میزبان شیطان صفت جمع میشود و حلقه شیطان پرستان شکل میگیرد. بر اساس این باور خرافی، شیطان برای انجام شرارت، محتاج کالبد آدمی است و هرگاه انسان میزبان کشته شود، یا اینکه به صورت داوطلبانه خودکشی کند، شیطان، کالبد انسانی خود را از دست خواهد داد و ناگزیر دستش را آزار آدمیان کوتاه خواهد شد.
در این صورت شیطان دوباره به زندان باستانی خود باز میگرد و در انتظار فرصتی دیگر برای نابودی نسل بشر باقی میماند. در این فیلم ها شیطان گاهی کودکان معصوم و خردسال را به عنوان میزبان خود بر میگزیند و زمانی جسم سیاستمداران یا کشیشان را تسخیر میکند تا سازندگان موذی این فیلم ها از طرفی، سیاست را عین نهوست و پلیدی نشان دهند و بتوانند سیاست را از دیانت جدا کنند و حکومت ها را به سمت لائیسم و بی دینی سوق دهند و از طرفی هم، کشیشان را، هرچه بیشتر خراب کنند و نسل جوان معصوم و حتی خرد سال را با الگوهای کم سن و سالی که تبدیل به مرکب شیطان شده اند، به سمت بی بند وباری و هرزگی و پوچ گرایی سوق دهند و هرچه بیشتر به اهداف خود دست یابند . در بسیاری از این قبیل فیلم ها محل آزاد شدن و فرو رفتن شیطان در زندان دوزخی خود، کلیسای مسیحیت است .
این باور خرافی و کودکانه، تا کنون دستمایه آثار سینمایی متعددی قرار گرفته که فیلمهایی نظیر: «جنگیر»، «طالع نحس»(57)، «پایان روزگار»، «وکیل مدافع شیطان» ، « مومیایی » و « ارباب حلقه ها » از آن جملهاند. این فیلم ها غالبا همراه با خشونت ،برهنگی ،یاس ،نومیدی ،جادوگری ، اسطوره سازی ،خون آشامی، وحشت و ترس هستند، مثلا فیلم« شرکت هیولاها»و یا داستان «شیطان کوچولو»تصویر خوب وجذابی از دیوها و شیاطین ارائه می دهند.
فیلم هایی چون «هری پاتر» و « دیوید کاپرفیلد» مخاطبان نوجوان وبزرگسال خود را به سمت سحر و شعبده وافسانه پیش می برند و آاثاری چون و«دراکولا»با حاکم کردن وحشت وناامیدی بر مخاطبان، آنها را قسی و سنگدل می کنند و در مجموع روح انسان ها را به سیاهی وتباهی می کشانند.
راستی اگر شیطان آن همه قدرتمند است که میتواند در مقابل اراده الهی سرکشی کند، نسل انسان را براندازد، پس برای انجام شرارتهای خود، چرا اینگونه که این فیلم ها به نمایش می گذارند، محتاج کالبد آدمی است؟
این قبیل آثار سمبل ها و نمادهای شیطانی وفرقه جدید شیطان پرستی را ترویج و تبلیغ می کنند ؛ مظاهری چون: «خفاش، مار، عقرب، عنکبوت ، شغال، کلاغ، بز وحشی،جمجه و استخوان ، شمشیر خون آلود، صلیب وهلال وارونه،ستاره پنج پر و شش پر ،نیزه سه سر،صورتک های شیطانی، غول و جن و روح های وحشتناک و بعضا مهربان، جارو و عصا و سایر ابزار سحر و جادو، مدل های مو و لباس خاص،رنگ هایی چون سیاه، قرمز وآبی روشن، ادبیات و شعر های نفرت برانگیز وزننده، اعدادی چون6 و 666 ، اشکالی مثل مثلث و دایره های ناقص و انواع موسیقی های شیطانی.(البته باید توجه داشت که این سمبلها همه جا نماد شیطان نیستند و در ترکیب با مضموم و ادبیات و موسیقی نفرت انگیز شیطانی این معنا را می رسانند. و نباید با بی تفاوتی از کنار این نمادها گذشت ؛ چراکه ده ها سال است که در لوای همین علائم و نشانه ها، فرهنگ غرب، خود را به سایر نقاط جهان صادرکرده است و در فقه اسلامی داریم که تشبه به کفار حرام است .)
متاسفانه بسیاری از تولید کنندگان محصولات فرهنگی هم به توسعه این نمادها کمک شایانی می کنند و داخل نشریات و روی لباس ها وانواع لوازم التحریر، ماسکها، عروسکها، تابلوهای تبلیغاتی و... (حتی در کشور خودمان ) این سمبل ها وتفکرات خطرناک و ضد خدا را رواج می دهند؛ بر ماست که بصیر باشیم و از غرق شدن خود و جامعه در این منجلاب تباهی جلوگیری کنیم و بر مسئولان فرهنگی و سیاسی و امنیتی است که این سر نخهای نمایان را پیگیری کنند و پایگاههای ترویج تباهی و پوچی را منهدم کنند.
راستی اگر شیطان آن همه قدرتمند است که میتواند در مقابل اراده الهی سرکشی کند، نسل انسان را براندازد، پس برای انجام شرارتهای خود، چرا اینگونه که این فیلم ها به نمایش می گذارند، محتاج کالبد آدمی است؟ البته سینما برای این سؤال پاسخی ندارد. همه می دانیم که بزرگ شیاطین یعنی «ابلیس » آنقدر ضعیف است که نتوانست حرف خالقش را اجرا کند و در مقابل اشرف مخلوقات سجده کند . کبر او تبلور خلأ شخصیتی و روح ناتوانش بود . خود پرست بود و بی عرضه، که با یک نافرمانی زحمات چندین هزار ساله خود را به باد داد. در حقارت شیطان همین بس که برای انحراف انسانها ، از راه پست ترین خواسته های نفس آدمی وارد می شود و هرجا نور و آگاهی و علم و بصیرت و دقت باشد جایی برای او نیست. شیطان پرستی فرقه ای ساختگی است و هیچ وجود حقیقی و عینی فرای فیلم های سینمایی ندارد و از کمترین پشتیبانی منطقی برخوردار نیست و در تعارض کامل با فطرت عاشقانه و زیبایی طلب و عقل و استدلال و برهان است . این فرقه فقط در موهومات قدرت طلبان جهان آن هم صرفا برای «استحمار» و« استثمار » سبک مغزان و شهوت پرستان عالم وجود دارد.
برای نیل به این مقصود (تسلط بر ذهن و دل جوانان دنیا) ، نخستین گام، بزرگنمایی قدرت شیطان است. ترس از قدرت شیطان مقدمه شیطانپرستی است و هر که از شیطان در هراس باشد در حقیقت بندگی او را گردن نهاده است. قرآن مجید در این باب میفرماید: «همانا شیطان یاران خویش را میترساند، پس ای مؤمنان، اگر به خدا ایمان دارید از شیطان نهراسید و تقوای مرا پیشه سازید» راز غلبه بر شیطان، نترسیدن از اوست و مروجین شیطان پرستی با ترساندن مخاطبین خود از شیطان در حقیقت پرستش خود شیطان را رواج میدهد! همانگونه که سامری در میقات چهل روزه موسی، ساحری پیشه کرد و گوساله پرستی را رواج داد… خدا کند موسای عقل زودتر از این میقات چهل روزه باز گردد و کید و حیله سامری را بر ملا سازد.

- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1549
فارسی: خبر مرگ خرم سلطان در رسانه های فارسی، دروغ اول آوریل مطبوعات ترکیه بود
"مریم اوزرلی”، بازیگر نقش "خرم سلطان” در سریال بسیار پر طرفدار "محتشم یوزییل” که در ایران، با نام سریال "حریم سلطان” از کانالهای فارسی زبان پخش می شود و تقریبا یکی از پربیننده ترین سریالهای تاریخ این کشور محسوب میگردد، در صحت و سلامت کامل به سر میبرد.
آخرین خبر از خرم سلطان بعد از تصادف
در واقع از هفته پیش شایعاتی در خصوص مرگ این ستاره سینمای ترک در رسانه های فارسی زبان منتشر شده که به هیچ وجه صحت ندارد. این رسانه ها با انتشار خبری مبنی بر تصادف شدید رانندگی خرم سلطان مدعی شدند که خانم مریم اوزرلی به همراه نامزدش آقای "جان آتش” به شدت مصدوم شده اند و در وضعیت وخیمی به سر میبرند. حال اینکه خبر مربوط به این تصادف، صرفا دروغ اول آوریل ترکیه و به روایتی دروغ سیزده ایران بوده است.
خاطر نشان میشود که خرم سلطان و نامزدش، همان روز در رستورانی در حال صرف صبحانه، مشاهده شده اند و روز بسیار خوبی را سپری کرده اند.
منبع:trt فارسی

- تاریخ ارسال : سهشنبه 24 اردیبهشت 1392
- بازدید : 1525
کشتی کج چیست؟
کشتی کچ بازی خشن و نمایشی مخصوص به کشور آمریکا میباشد.این کشتی نمایشی در آمریکا «کشتی حرفهای» و در فرانسه «کچ» نامیده میشود. نام آن در فارسی از نام فرانسوی آن گرفته شده و گاه «کشتی کج» هم نامیده میشود.
کشتی کج در اوایل به صورت بازی ایی همانند بوکس درآمده بود و طرفداران اندکی داشت و کج کارها در باشگاه های کوچک و محلی بازی می کردند.کم کم کشتی کج در سراسر امریکا رواج یافت و به سرگرمی محبوب تبدیل شد و باشگاه هایی با سرمایه گذاری بیشتری بر روی کج کارها تاسیس شد.
.یکی از پایه گذاران اصلی کشتی کج کسی نبود جز Vincent James mcmahon ایشون کسی نیست جز پدر وینس مکمن رییس کمپانی wwe .در طی سالیان هم وینس مکمن هم پدرش در باشگاه های مختلف فعالیت کردند و استاره های مختلف جذب کردند تا جایی که کشتی کج یکی از سرگرم کننده ترین برنامه های تلوزیونی در آمریکا تبدیل شد.
کشتی کج
وینس مکمن در سال 1979 با نام WWWمخفف world wide wrestling شروع به کارکرد و قدم به قدم این کمپانی رو به شهرتی جهانی رساند.او در سال 1983 نام کمپانی رو به WWF یعنی world wrestling federation تغییر داد و تا سال 1994 این نام باقی ماند و بعد از آن به علت فشار مجلس امریکا به این کمپانی،قوانین این کمپانی رو عوض کرد و به نام WWE مخففWORLD WRESTLING ENTERTAINMENT تغییر داد.این کمپانی هم اکنون یکی از معروف ترین باشگاهای کشتی کج میباشد و مسابقات این باشگاه در سراسر دنیا پخش میشود.
انواع مسابقات کشتی کج
Single Match
این مسابقه ی کشتی کج به صورت 2 نفره برگزار میشود .در این مسابقه کشتی کج استفاده از هر نوع وسیله ممنوع است.
اگر بازیکنان بیرون از رینگ باشند و داور تا شماره 10 شمرد و به رینگ بر نگشتند بازنده میشوند و اگر هر دو انها بیرون ماندند مسابقه Draw یا مساوی میشود.
برای غلبه بر حریف در این نوع از کشتی کج باید بازیکن روی حریف بیافتد.بشیند و یا طوری که بر او غلبه کرده باشد و کمر بازیکن حریف روی زمین باشد.داور تا شماره 3 میشمارد اگر بازیکن کمر خود را از سطح زمین یا دست خود را بلند کرد بازنده نمیشود بازی ادامه پیدا میکند .به این عمل Pinfall گفته میشود.
باز هم در این نوع کشتی کج راه دیگری برای پیروزی وجود دارد که حریف را با حرکتهای کششی تسلیم کرد.که بازیکن در برابر این فن نتواند استقامت کند و دست خود را به علامت تسلیم به زمین زند.که به این روش Submission گفته میشود.
در این مسابقه کشتی کج اگر کس دیگری دخالت کرد بازی به نفع ان کسی که مورد هجوم قرار گرفته میشود و با رای داورها برنده میشود و همینطور اینکه اگر از عمد به داور ضربه ای ایجاد شود خود داور بازی را به نفع دیگری به پایان میرساند و این عمل را Disqualification که مخفف ان Dq است نامگذاری کرده اند.
Tag team match
کشتی کج
این مسابقه ی کشتی کج به صورتی شریکی انجام میگیرد 2 به 2 یا 3 با 3 یا 4 به 4 و یا حتی 5 به 5 نفر تشکیل میشود.در این مسابقه ی کشتی کج باید 2 نفر در رینگ با هم مسابقه دهند و شریکهایشان از بیرون منتظر بمانند تا به انها tag یا دست داده شود یعنی با هم دست میدهند یا اینکه با دست به بدن شریک خود میزند و او وارد شده و دیگری باید از رینگ بیرون رود.در این مسابقات کشتی کج هم نباید از وسایل استفاده کرد و بیرون از رینگ داور تا شماره 10 میشمارد البته کسی که باید در رینگ حضور داشته باشد.
هر دو حریف در خارج از رینگ گوشه مخالف یکدیگر باید قرار گیرند و روش برنده شدن در این مسابقه مانند مسابقه single است.اگر شریک خود را در حال باخت دیدند میتوانند وارد رینگ شود و برای چند ثانیه در رینگ باشند که البته با شماره داور باید برگردند.اما همین مسابقه ی کشتی کج هم شیوه های مختلفی دارد.
tag team tornado
در این نوع از کشتی کج هر دو شریک در رینگ هستند و با دو شریک حریف مسابقه میدهند تمام قوانین دیگر مانند تیگ تیم مچ ساده است.
table tag team match
این نوع کشتی کج هم به این صورت است که هر 2 در رینگ هستند با این تفاوت که برای برنده شدن فقط باید بازیکن حریف را روی میز قرار دهند و طوری که میز شکسته شود حریف را از پا در آوردند.
6man elimination tag
این مسابقه ی کشتی کج به صورت 3 به 3 است گاهی هم بیشتر اما اگر در حالت عادی باشد یعنی از elimination استفاده نشود مانند مسابقه 2 به 2 است اما در elimanation tag هر کدام که در رینگ مسابقه میداند باختند باید رینگ را ترک کرده و به رخت کن خود بروند و شریکانشان ادامه دهند و در اخر کسانی که مانده اند برنده میشوند.
Triple Threat Match
این مسابقه ی کشتی کج 3 نفره برگزار میشود شریکی وجود ندارد و یک نفر در این مسابقه برنده میشود قوانین مانند قبل است و فقط اینکه هر بازیکن نباید بگزارد که حریفش از دیگری برنده شود .
Fatal 4 way
این مسابقه کشتی کج دقیقا مانند مسابقه 3 نفره است با این تفاوت که به جای 3 نفر 4 نفر شرکت میکنند.
Handicap match
این مسابقه را مسابقه تعادل نام گزاری کرده اند.معمولی ترین ان مسابقه 1 نفر به 2 یا بیشتر است.در این نوع کشتی کج اگر 1 به 2 یا بیشتر باشد بازیکن 1 نفره باید با همه انها مسابقه دهد بیشتر اوقات به صورت تگ تیم است یعنی بقیه بازیکنان بیرون از رینگ منتظر تگ میشوند.گاهی هم همه در رینگ میباشند.
Handicap match tag team match
این مسابقه تگ تیم است با این تفاوت که ممکن است 3 به 2 یا 4 به 2 یا 4 به 3 و غیره باشد.
Royal rumble
این مسابقه کشتی کج در رینگ رویال رامبل برگزار میشود یعنی سالی یک بار.
این مسابقه بین 30 مرد برگزار میشود. از شماره 1 شروع میشود و بعد از 2 دقیقه بازیکن بعدی وارد رینگ میشود تا به نفر 30 برسد پین فال یا همان شمارش 3 برای پیروزی وجود ندارد .تنها راه پیروزی این است که بازیکن حریف خود را از بالای طناب اول به بیرون بیندازد اگز بازیکن خود را کنترل کرد و پاهایش به زمین نخورد میتواند به بازی برگردد. اگر از زیر بند اول به بیرون افتاد هم میتواند برگردد و سرانجام اینکه یک نفر باید در رینگ بماند تا در رینگ رستل مانیا با قهرمان جهان مسابقه دهد برای کمربند مسابقه دهد.
Stage Of Hell 3
این مسابقه کشتی کج در واقع سه نوع مسابقه پشت سر هم است.که چه نوع مسابقه های باید بین انها بر گزار شود را مدیر مسابقات تعیین میکند.بازیکنان باید مسابقه حد اقل 2 مسابقه را برنده شوند مثلا مسابقه اول را اگه برنده شدند و مسابقه بعد را باختند باید مسابقه 3 را برنده شوند تا سرانجام پیروز گردند.گاهی هم مسابقه اول و دوم را هر دو میبرند و باید مسابقه اخر را به نفع خود به پایان برسانند.
Backstage brawls
کشتی کج
در این نوع از کشتی کج مسابقه بین دو نفر است و ازاد هستند از وسایل استفاده کنند . این مسابقه در رینگ برگزار نمیشوند بلکه در داخل استادیوم حتی در پارکینگ و یا اتاقهای ان انجام میگیرد.
Battle Royal Match
این مسابقه کشتی کج بین 4 نفر یا پنج نفر یا 6 نفر یا گاهی اوقات بیشتر برگزار میشود.در این مسابقه مانند مسابقه 4 نفره است با این تفاوت که هرکس بازنده شد باید از رینگ بیرون رود و بقیه ادامه دهند تا یکی باقی بماند.
Battle royal over top rope
این هم مانند مسابقه قبل است اما کسی با شماره برنده نمشود بلکه باید مانند رویال رامبل از بالای طناب بیرون بیاندازند و این هم بین 4 .5 .6 و یا بیشتر برگزار میشود.
Buried alive match
این مسابقه کشتی کج بیشتر مخصوص اندرتیکر است همه وسایل آزاد است و بیرون از رینگ گودالی به شکل قبر درست شده است و یا اینکه از تابوت استفاده میشود و بازیکن باید حریف را درون ان انداخته و درب ان را ببند و یا ان را خاک کند وجود دارد که از تابوت استفاده میشود.
Elimination chamber match
و اما این نوع کشتی کج بین 6 مرد برگزار میشود.این مسابقه در یک نوع قفس برکزار میشود .4 نفر انها درون قفس شیشه ای هستند و دو نفر بیرون مسابقه میدهند و بعد از چند دقیقه تک تک درب انها باز میشود وبه جمع انها میپیوندند.هیچ شریکی وجود ندارد و هر کس باخت از قفس بیرون میرود تا یکی باقی بماند.
First blood match
این مسابقه نباید بازیکنان به طور مستقیم از وسایل استفاده کنند و شمارش 3 هم وجود ندارد فقط هرکس که زود تر از صورتش خون بیاید بازنده میشود.
Hardcore match & street fight match
این مسابقه با تمام وسایل است بازیکنان ازاد هستند که از هر وسیله ای استفاده کنند . شامل :Single . tornedo tag team . tornedo tag team 6 man . triple threat . fatat 4 away برگزار میشود.
Hell in a cell match
و اما این مسابقه کشتی کج که در قفس برگزار میشود.بازیکنان میتوانند از قفس بیرون بیایند حتی بالای قفس بروند . بالای این قفس سقف دارد . شمارش داور در همه جا وجود دارد. همه چیز آزاد است و میتوانند از وسایل استفاده کنند و به صورتهای مختلف Single. Tornado tag team triple theat .fatal 4 away
انجام میشود.
Steel Cage match
این نوع کشتی کج هم در قفس است اما کسی نمیتواند خارج شود این قفس سر باز است و سقفی وجود ندارد .اگر کسی تنوانست ازقفس بالا رود و به بیرون بیاید برنده میشود . البته این مسابقه با شمارش و تسلیم بازیکن هم صورت میگیرد.استفاده از وسایل خظا محسوب میشود. و مسابقات :Single. Tornado tag team triple theat .fatal 4 awayدر آن صورت میگیرد.
Iron man match
مسابقه ای که در ان تایم مشخص میکنند گاهی اوقات 1 ساعت گاهی 30 دقیقه یا کمتر که در این تایم بازیکنان باید تعداد بیشتری از بازی را برده باشند مثلا 0-1 و2-1 و ... اگر بازی نتیجه نتیجه تساوی داشت برنده ندارد و مساوی میشود. این مسابقه 1 به 1 برگزار میشود و قانون همان مسابقه 1 به 1 را دارد.
Ladder match
در این نوع از کشتی کج بازیکنان باید به وسیله نردبان خود را به بالا برسانند و کمربند یا وسیله ای که در بالای رینگ اویزان هست را بردارند بیشتر اوقات کمربند در ان قرار دارد و هر کس توانست ان را بردارد برنده است .این مسابقه خطا و شمارش داور ندارد. مسابقات به صورت :Single. Tornado tag team. triple theat .fatal 4 awayبرگزار می شود .
Triple threat tornado tag team
این همان مسابقه تگ تیم است با این تفاوت که بین سه گروه دو نفره برگزار میشود .سه بازیکن در رینگ و 3 بازیکن بیرون قرار خواهند داشت. مانند مسابقه سه نفره و هر کس به شریک خود تگ یا دست میدهد و خود ش بیرون میرود.
Last man standing match
این مسابقه ی کشتی کج هم دو نفره است و ازاد هستند از وسایل استفاده کنند و شمارش 3 وجود ندارد بلکه بازیکنان انقدر مسابقه میدهند تا یکی از انها نقش زمین شود و داور تا شماره 10 میشمارد اگر بلند نشد یعنی زانوی خود را از زمین بلند نکرد بازنده است.
Submission match
این مسابقه به دو صورت انجام میشود معمولی و تایمی.بازیکنان باید با فنون کششی حریف را تسلیم کنند.در مسابقه تایمی مانند مسابقه ایرون من هرکس تعداد بیشتری را برنده شده بود پیروز از مسابقه بیرون می آید.
Table match
مسابقه میز. در ان گاهی اوقات شمارش داور وجود دارد گاهی هم فقط با شکستن میز به همراه بازیکن حریف برنده میشوند. یعنی بازیکن را روی میز قرار میدهند و ضربه ای به او میزنند که میز خورد شود.این مسابقه به صورت های :Single. Tornado tag team. triple theat .fatal 4 away. Triple threat tornado tagبرگزار میشود .
TLC match or table , lader and chair match
این مسابقه ی کشتی کج با وسایل مخصوص یعنی میز نردبان و صندلی استفاده میشود و معمولا اگر بر سر کمربند باشد مانند مسابقه نردبان در بالا قرار میگیرد ولی این مسابقه شمارش 3 داور هم وجود دارد.Single. Tornado tag team. triple theat .fatal 4 away
برگزار میگردد.
Lumber jack match
در این نوع کشتی کج هر بازیکن میتواند همراه با تعدادی از دوستانش در این مسابقه شرکت کند یک نفر در رینگ و دوستانش دربیرون او را حمایت میکنند اگر بازیکن حریف بیرون از رینگ جلوی دوستان حریفش افتاد آنها میتوانند به او ضربه بزنند. بقیه قوانیین مانند مسابقه دو نفره است.
Bra & panties
این نوع مسابقه کشتی کج، مخصوص زنهای کشتی کج کار است در این مسابقه زنها فقط باید لباسهای حریف را از تنش جدا کنند و هرکس بیشتر و زودتر اینکار ار کرد طوری که ان را نیمه برهنه کند برنده است .
Money in the bank
در مسابقات رستل مانیا این مسابقه را شاهد خواهید بود مانند مسابقه نردبان اما به جای کمربند یک کیف در ان بکار گرفته شده که پول ریادی درکیف قرار دارد هرکس توانست ان را بردارد صاحب کیف خواهد شد.این مسابقه بین 8 مرد برگزار میگردد.
I Quit match
در این مسابقه همه چیز آزاد است شمارش3 داور و بیرون از رینگ وچود ندارد هر وقت یکی از بازیکنان در میکروفن اعلام شکست کرد ( گفت : I Quit ) مسابقه خاتمه پیدا میکند . کلمه ( I Quit ) به این معناست:من تسلیمم .
Punjabi Prison match
این نوع مسابقه کشتی کج فقط 2 بار در WWE انجام شده و کسی که این نوع رو اورد Great Khali بود از هندوستان.این سبک مخصوصو هندوستانه و برنده کسیه که بتونه از هر دو قفس فرار کنه.













































